مجله ترانه ماه

*مصاحبه نوروزي با رضا صادقي:
۱-بهترين و بدترين اتفاقي كه در سال ۸۷ براي شما رخ داد،چه بود؟
۲-چهره سال موسيقي پاپ از نظر شما؟
۳-ايام عيد نوروز به كجا سفر مي كنيد؟
۴-برنامه اي كه براي سال ۸۸ داريد چيست؟
۵-يك دروغ سيزده بگوييد.
رضا صادقي:
۱-بهترين:قبول شدن دو خواهر كوچكترم در دانشگاه
بدترين:فوت يكي از عزيزاني كه خيلي دوستشان داشتم
۲-سعيد شهروز
۳-احتمالا قبل از عيد در تهران كنسرت دارم بعد بلافاصله به بندرعباس مي روم چون احتمالا در بندرعباس بعد از ۷ سال اجراي زنده خواهم داشت.
۴-مي خواهم كاري براي كساني كه در موقعيت ۵ سال پيش من هستند و خوانندگي را دوست دارند،انجام دهم و اگر بشود با كمك مسئولين اولين كنسرت پاپ نمايشي را برگزار كنم
۵-هيچ ترانه اي از من روي اينترنت نيست

*خبرهاي آخر سال:

*ايمان حجت نوازنده و موزيسين موسيقي پاپ و مدير استوديوي ضبط موسيقي "راگا":
آلبوم جديد رضا صادقي شرايط بسيار متفاوتي دارد و از كيفيت ميكس و مسترينگ فوق العاده اي برخوردار خواهد بود.واقعا اين نويد را مي دهم كه كيفيت و كواليتي اين آلبوم باعث مي شود كه بن بستي كه در موسيقي ما در ارتباط با ميكس و مسترينگ بوجود آمده است از بين مي رود.
*۱۰۰ سوال خصوصي از رضا صادقي:
درج در ادامه مطلب
آلبوم جديد هادي صادقي،مداح اهل بيت با عنوان نسيم انتظار تا تابستان ۸۸ به بازار عرضه مي شود.
رضا صادقي در آلبوم نسيم انتظار به عنوان خواننده ميهمان حضور خواهد داشت.
فضاي اين آلبوم مذهبي اجتماعي و حماسي بوده و همكاران هادي صادقي در اين آلبوم رضا صادقي،نيما مسيحا،بابك صحرايي،بابك جهانبخش،پوريا حيدري،دكتر چراغعلي،مسعود امامي و ... مي باشند.
اين آلبوم داراي ۱۲ تراك مي باشد كه به ترتيب رضا صادقي در اين تراك ها همكاري داشته است:
نام قطعه:علمدار...ترانه سرا:رضا صادقي...آهنگساز:رضا صادقي...تنظيم كننده:رضا صادقي
نام قطعه:قصه غروب...ترانه سرا:هادي صادقي...آهنگساز:رضا صادقي...تنظيم كننده:رضا صادقي
نام قطعه:روز بي شب...ترانه سرا:هادي صادقي...آهنگساز:رضا صادقي...تنظيم كننده:رضا صادقي



ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط علی مشکی پوش
|
رضا صادقي با همراهي گروه مشكيپوشان براي دومين شب در كرج برنامه اجرا كرد.
اين خواننده موسيقي پاپ شامگاه گذشته ـ 19 اسفند ماه ـ ياد و خاطرهي هنرمنداني درگذشتهي چون خسرو شكيبايي، ناصر عبداللهي، فرهاد مهراد را گرامي داشت.
صادقي از خسرو شكيبايي به عنوان هنرمندي ياد كرد كه همواره به اخلاق و آداب انساني پايبند بوده است.

اين خواننده پاپ سپس اجراي برنامه در كرج را جز آرزوهايش دانست و گفت: خدا را سپاس ميگويم كه اين آرزو محقق شد و از شما نيز ممنونم كه فرصت باهم بودن را در اختيار من گذاشتيد تا در كنار هم با لبخند خدا شب بسيار خوبي داشته باشيم.
رضا صادقي درادامه با گراميداشت ياد و خاطره شهداي ايران اضافه كرد: بسياري جان دادند تا ما جان بگيريم. هنرمندان، جانبازان و شهدا كه ياد و آثار با ارزششان براي ما باقي مانده است.
او در گراميداشت ياد همشهري فقيدش ناصر عبدالهي نيز عنوان كرد: او هم در اين شهر به اجراي برنامه پرداخته بود و ميدانم كه روحش با ماست و حتما شاد خواهد بود.
صادقي از حاضران خواست به احترام شهدا، جانبازان و پدر و مادران حاضر دراين كنسرت به پا خيزند و ده ثانيه كف بزنند.

به گزارش ايسنا، او هنگام اجراي قطعهاي «وايسا دنيا» گفت: دكتر شريعتي جمله بسيار زيبايي دارد كه ميگويد؛ «بهدنيا بگوييد بايستد كه ميخواهم پياده شوم»، با اين ديدگاه است كه دنياهاي بد را كنار ميگذاريم و براي ساختن دنيايي بسيار بهتر پيشقدم ميشويم.
اين خواننده با تاكيد بر توجه به هنر هنرمندان گذشته قطعهاي كه براساس يكي از ملوديهاي بابك بيات ساخته بود اجرا كرد و ياد او را گرامي داشت.
در حاشيه:
_ اين برنامه با يك ساعت تاخير در تالار فلاحنژاد كرج برگزار شد، گرچه تعدادي از تماشاگران از بعد از ساعت 20 در جلوي در سالن جمع شده بودند، مسوولان اين سالن تا ساعت 20:45 دقيقه به كسي اجازه ورود ندادند و اين در حالي بود كه برنامه ميبايست ساعت 21 شب آغاز ميشد و اين چنين بود كه حتي دقايقي بعد از شروع برنامه تعدادي از تماشاگران در سالن به دنبال صندليهاي خود ميگشتند.
درحالي كه بروشورهاي تبليغاتي محصولات ال.جي ميان مردم تقسيم ميشد، هيچ بروشوري براي معرفي گروه موسيقي به مردم ارائه نشد و رضا صادقي به صورت شفاهي تمام اعضاي گروه را در حين اجراي برنامه معرفي كرد.
منبع:خبرگزاري ايسنا
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط علی مشکی پوش
|
هفته نامه ايران دخت/۱۰ اسفند۱۳۸۷/شماره ۵۱
گزيده اي از مصاحبه با مشكي پوش عاشق خدا :

- من خواننده نيستم چون صدايي ندارم به قدرت يك خواننده و قدرت خواندن من هم به قدرت يك صدا نيست
- راز موفقيت در موسيقي پاپ فقط و فقط كلام و در كنارش موسيقي قدرتمند به روز آبرودار و با حرمت و متين است با فرهنگ كلامي خود كشور و فرهنگ من
- من نميتوانم از خيابان شانزليزه و لذت از نزديك ديدن برج ايفل براي يك جوان اهل زاهدان بگويم
- يك بحث است كه مي گويند طي الارض،يعني طرف با بستن چشمانش و احساسي كه از شنيدن ملودي و بيشتر از كلام بدست مي آورد تا خود برج ايفل برود و لذتش را ببرد
- مردم ايران،آدم هاي باهوشي هستند.بي تعارف،دقيقا مي دانند كه كي دارد نقش بازي مي كند و كي دارد صادقانه حرفش را مي زند
- يك وقت هايي چهار تا به به و چهار تا چه چه،شايد رضا صادقي را هم كه ساده است،خط خطي كند
- از خدا مي خواهم اين صداقت را در من نگه دارد
- من وقتي كه نمي خوانم بايد يك انسان عادي باشم.چرا اداي آدم هاي فيلسوف را دربياورم؟!!!
- شعرهاي خودم را فقط خودم خواندم
- من مي دانستم لطف خدا شامل حال من مي شود ولي فكر نمي كردم در ۲۹ سالگي به اين همه الطاف الهي دست پيدا كنم
- يك چيزي بيشتر از فكر و گاهي وقت هاي گستاخانه فكر مي كنم كه خدا مرا بيشتر از خيلي ها دوست داشته است
- موسيقي در خون بچه هاي بندرعباس است
- من هم اگر بندري آواز بخوانم مطمئنا همه آنهايي كه مرا دوست دارند به من مي خندند،چون اصلا در فضايش نبودم(منظور يك شخص خواننده غير بندري است)
- كسي كه بندري نيست اگر بخواهد بندري بخواند شايد خنده دار بشود
- علت اين همه خدا را شكر گفتن در كنسرت هايم دوري ۲ ساله از مردم و شكر خدا را بجا اوردن نبود
- من هميشه بايد هر لحظه خدا را ياد كنم و دوست ندارم دل نازك خدا از من برنجد
- پس از ۲ سال روي صحنه آمدم.طبيعي بود كه كمي دستپاچه باشم
- وايسا دنيا چون يك جنبه و يك فضاي اجتماعي،انتقادي كلي داشت شايد اجتماع با آن ارتباط بيشتري برقرار كرد
- در كنسرت هايم خط قرمز ندارم
- اينقدر آهنگ دارم كه حالا حالا ها مي توانم در كنسرت ها بخوانم.خيلي هم هول هستم و دلم مي خواهد همه را يك جا با هم بخوانم
- كيبورد را شادي خوب مي زنم و تعارف ندارم اما پيانو را معمولي و شايد معمولي رو به ضعيف مي زنم اما در آخرين اجرا احساس كردم كه پيانوي"غيرت يك مرد"، "ساده بيا" و "نرو" را بايد خودم بزنم
- گفتم بچه دوازده سيزده ساله اي كه آمده آنجا و هميشه رضا صادقي را با گيتار ديده،بگذار پشت يك پيانو هم ببيند.فكر كردم براي بيان احساسم خودم بهتر هستم تا كسي ديگر.اگر اشتباه فكر كردم مردم مرا ببخشند
- هر سال مي روم بندرعباس و در مسجدي كه پدرم متصدي اش است مداحي ميكنم
- امين تارخ مرا به آمدن به تهران ترغيب كرد.به من گفت "پسر جاي تو اينجا نيست،تو مي تواني يكي از ستاره ها باشي و من اين پتانسيل را در تو مي بينم"
- چند سال پيش كه اولين آلبوم مجازم را عرضه كردم امين تارخ مرا ديد و گفت :ديدي گفتم بيا تهران يك چيزي ميشي؟!!!
- من طرفدار خواننده خاصي نبودم.فقط چون آقاي عبداللهي خدابيامرز همشهري ام بود و بعضي كارهايش به ذهنيات خود من نزديك بود،كارهاي ايشان را گوش مي دادم.
پ ن:به ياد پدرم:
ماييم و هفت سينی که امسال
شش سين دارد !
چرا که سبزی حضور تو
در خانه نيست !!!
ميلاد تهراني
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط علی مشکی پوش
|