برگرفته از وبلاگ
سیاورشن
رضا صادقی خواننده هرمزگانی هر سال موسم عزاداری خود را از پایتخت به بندرعباس میرساند و مانند سالهای پیش از شهرت و محبوبیت فراگیرش به سبک سنتی هرمزگان نوحهخوانی میکند. این حرکت و حضور صادقی میتواند چندین حسن و ویژگی داشته باشد. اول اینکه او هنوز اصل خود و ریشههایش را فراموش نکرده و این مهم میتواند در کارهای او هم تاثیرگذار باشد. دوم اینکه علاوه بر مسائل اعتقادی او، این نوحهخوانی میتواند یک تمرین سخت برایش باشد. نوحهخوانی به این سبک که سینهزنان باید با ریتم مشخصی که نوحهخوان به وجود میآورد حرکت کنند و سینه بزنند، قدرت و دقت زیادی میطلبد. اگر نوحهخوان ضرب خود را حتی برای لحظهای گم کند همه چیز بهم میریزد. در سالهای پیش از انقلاب موزیسنهای هرمزگانی سهم بسزایی در نوحهخوانیها و دیگر سنتهای موسیقیایی آیینی داشتند. از آن جمله میتوان به استاد علی حبیبزاده و شادروان ارسلان عطایی اشاره کرد. البته ارسلان عطایی تا آخرین سالهای عمرش هم درتعزیهخوانی حضوری ثابت داشت. مزیت سوم نوحهخوانی رضا صادقی این است که دوستداران او در بندرعباس بدون پرداخت هزینهای میتوانند اجرایی زنده از او ببینند! اجرایی که هیچ کس بر خلاف اجراهای کنسرت نمیتواند آن را لغو کند!



صادقی در آخرین گفتگویی که از او در کیدی ـنشریه موسیقی هرمزگانـ منتشر شده بود در مورد نوحهخوانی هم حرفهایی داشته است.
شاید بخشی از موفقیت شما به لحاظ آشنایی با گوشههایی از موسیقی آیینی اینجاست که حتی در کارهای فارسی شما هم نمایان است. به عنوان مثال استفاده از تحریرهایی که در نوحهخوانی هرمزگان هست.
بله غیر از این هم نمیتواند باشد. من آوازخوان نیستم. نمیتوانم چَهچَه بزنم. مقامهای ایرانی را میشناسم ولی نمیتوانم اجرا کنم. اما مقامهای فولکلور جنوب را هم میشناسم و هم میتوانم اجرا کنم. خب از این ویژگی در موزیک فارسی هم استفاده میکنم. مثلا تحریرهایی که در تعزیهخوانی داریم. در همین آلبومیکه قرار است به زودی منتشر شود به نام "چقدر سخته" از بحر طویل استفاده کردهام که ما در "واحد" داریم. شناخت این فضاها خیلی کمک میکند.
ریتم ما سوپر مامبوست. چیزی که دنیای امروز به آن گرایش دارد ولی ما از قبل این را داشتهایم. شما کار "ناصریا"ی آقای عبداللهی را گوش کنید. چرا این کار گرفت؟ به خاطر لحن و ریتم.
یک ریتم اکتیو و پُر. چون ریتم در گوش ما هست. بچههای خردسال هرمزگان میتوانند ریتم بزنند.
در ایام عزاداری به بندرعباس میآیی و در محلهات نوحه میخوانی و اتفاقا جوانان خوب استقبال میکنند. خود شما در نوحهخوانی از چه سبکی استفاده میکنی؟ من در نوحهخوانی بیشتر فضاهای تحریری و لحنی میناب را استفاده میکنم که مقداری پیچیدهتر از تحریرهای بندرعباسی است. نوحهخوانی با خوانندگی خیلی متفاوت است. شاید در یک مراسم عزاداری چهار نوحه بخوانی هر کدام از اینها با یک لحن خاص است. یکی ماژور است یکی مینور. حنجره هر لحظه باید برای هر اتفاقی آماده باشد. قدرت ما بندریها از همینجاست

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط علی مشکی پوش
|
مجله ترانه ماه/شماره 28

خيلي وقت است که رضا صادقي در موسيقي پاپ ما کم کار شده و کم تر حضور دارد.چرا؟
من در اين دو سال حرفي براي گفتن نداشتم.داشتم حرفهايم را جمع مي کردم تا حرف تازه اي باشم.يکسري مشکلات کاري و مجوزي هم پيش رويم بود اما اگر حتي اين مشکلات را هم نداشتم،حرف خاصي نبود که بزنم.مي خواستم بازتاب آلبوم"وايسا دنيا" را در مردم ببينم و نتيجه گيري کنم.الان زمان خوبي است تا من حرفم را بزنم.پس از 2 سال سکوت احساس مي کنم به جمع بندي لازم رسيده ام اما اين را هم مي گويم که نمي خواستم و نميخواهم حرف تازه ام دوباره"وايسا دنيا" باشد.
و در اين مدت خيلي ها مي گفتند رضا صادقي تمام شده.پاسخ در قبال اين حرف ها چيست؟
متاسفانه هميشه اين جور بوده در حالي که من در اين 2 سال اثر رسمي و مشخصي نداشتم باز هم اين حرف ها زده مي شود.اين باعث خوشحالي من است و از دوستان ممنونم که حتي در دوران سکوت هم به من توجه مي کنند.بدون تعارف اصلا به اين حرف ها گوش نمي دهم و کار خودم را مي کنم.در طي اين مدت چند کار من که براي آقاي احمد کاردان پور ساخته بودم لو رفت که مربوط به سال هاي 83 و 84 بود.شايد باعث اين حرف ها اين تراک هاي قديمي باشد که البته باز هم با استقبال مردم مواجه شد.در هر صورت من مشغول کار بر روي آلبوم جديدم هستم و حساسيت زيادي نشان مي دهم.قرار بود نام آلبوم"به تو مديونم" بالشد اما با وجود تنظيم فوق العاده زيبا و زحمت بيش از اندازه ميلاد ترابي عزيزم تصميم گرفتم نام آلبوم را عوض کنم چرا که نمي خواستم تکراري شوم و همان بعضي ها بگويند که چون "وايسا دنيا" ترنس بود رضا صادقي مي خو.اهد با ترنس ديگري معروف شود.کار جديد من اصلا وايسا دنيا نيست.نمي گويم خوب است يا بد اما ربطي به "وايسا دنيا" ندارد.البته آن حسي را که مردم با آن ارتباط برقرار مي کنند حفظ کرده ام و به آن پر و بال داده ام. ساده گوئي خصيصه اول و آخر کارهاي من است بگذار هر چه مي خواهند انتقاد کنند.
نسبت به دو آلبوم قبلي ات در آلبوم جديد تيمي تر کار کرده اي.چه شد که به اين نتيجه رسيدي؟
وايسا دنيا و موفقيت تنظيم سيروان خسروي به من ثابت کرد که رضا صادقي تنظيم کننده نيست.اگر هم گاهي تنظيم هايم خوب ميشود به واسطه قرار گرفتن در کنار کارهاي ديگران است و چون کار آنها خوب است من هم بايد تلاش کنم تنظيم هايم را به آنها نزديک کنم.من که دارم شعر و خط ملودي ام را مي سازم و حرفم را مي زنم بگذار تنظيم را آنهايي که حرفه اي تر و مسلط ترند انجام بدهند.من اصلا در اين مورد خود خواهي ندارم.اين بار کارهاي لاتينم را به اسماعيل حسسني سپرده ام،کاذهاي حسي ام در اختيار مهران خالصي بوده و علي صابت رهبر ارکسترم هم سورپرايز آلبومم را انجام داده.معين راهبر هم حضور مثبتي داشته است و چند کار هم توسط خودم تنظيم شده است
و اين بار براي بار نخست از ملودي يک آهنگساز ديگر استفاده کرده اي؟
اين هم يک تست است مثل تست وايسا دنيا.من تا قبل از وايسا دنيا ترنس نخوانده بودم اما خواندم و جواب داد.دوست ندارم رضا صادقي تکراري شود..من حرف هاي خودم را با ملودي هايم زدم و در يک قطعه هم از ملودي و تنظيم مهدي زنگنه استفاده کردم که نگاهش با نگاه من نزديک است اما سبک خودش را دارد اگر مردم اين ترانه را بپسندند در آلبوم بعدي 4 تراک را در اختيار ساير آهنگساز ها قرار خواهم داد.من اين ترانه را که"زندگي نقطه سر خط" نام دارد در راديو با گيتار خواندم و مورد استقبال هم قرار گرفت.
آلبوم جديد کي منتشر مي شود؟
احساس مي کنم"چقدر سخته" اواخر آذرماه به بازار بيايد.مراحل اداريشرا شکرت ايران گاه پيگيري مي کند و من همراه با دوستان خوبي مثل ايمان حجت،محمد موسوي و اميد نيک بين مشغول ضبط کارها هستيم.
در اين 2 سالي که دربازار نبوده اي کار خاصي به گوشت رسيده که دوستش داشته باشي؟
بله بوده.آلبوم احسان خواجه اميري را بسيار دوست داشتم.او قبلا هم آلبوم منتشر کرده بود اما با اين آلبوم به مردم نزديک تر شد.ترانه هاي خوب آقاي يداللهي،موسيقي خوب و اجراي دلنشين احسان او را با مردم رفيق تر کرد.اگر آلبوم پويا نيک پور هم با بازار مي امد کار موفقي مي شد که البته هنوز اين اتفاق نيفتاده است.من کار آنچناني ديگري نشنيده ام يعني با سليقه من جور نبوده است.البته بعضي آلبوم ها بوده که چند هفته اي سر و صدا کردند اما در نهايت به جايي نرسيده اند.اين را هم اضافه کنم که اگر مردم فقط يک هفته روي آلبوم يک خواننده زوم کنند آن خواننده بايد شاکر خداوند باشد.منت مردم روي سر ماست
در اين چند ساله اخير موسيقي ما دست خوش تغيير ات زيادي شده است و از آن کارهاي حسي سابق خبري نيست.نظر تو چيست؟
بارها گفته ام متاسفانه در اين يکي دو سال اخير موسيقي ما تبديل به موسيخي شده است و اگر اين گونه پيش برود همه چيز بهم خواهد ريخت.اگر موسيقي روز اين است رضا صادقي ترجيح مي دهد يک آدم فوق العاده کهنه و قديمي باشد.موسيقي رپ و موسيقي راک و ... سبک هاي خوبي هستند اما من سبک خودم را دارم و لازم نيست همه مرا و سبکم را دوست داشته باشند.خلاصه اين که من خودم را قاطي اين جو نميکنم.
تو يکي از خواننده هايي هستي که احساس حرف اول و آخر کارهايت است.اين حس را چگونه حفظ مي کني؟
بدو.ن تعارف و کلک من اين حس را از مردم مي گيرم و به خود آنها پس مي دهم.نزديک بودن با آدم ها اين حس را در من ايجاد مي کند.شايد مردم کمتر مرا ببينند اما وقتي مي بينند که با يک رضا صادقي معمولي،ساده،بدون عينک آفتابي و بدون پزهاي خاص و هنري مواجه اند ما پاي حرف هم مي نشينيم و اين حس مبادله مي شود.ما يک سري خواننده داريم که بسيار تکنيکي مي خوانند اما نمي توانند آن حس را القا کنند چرا که بيش از اندازه به تکنيک توجه مي کنند اما من ايراني ام و احساس چه در موسيقي ما و چه در شعر ما جاري است از طرف ديگر با موسيقي هاي بسيار سخيف مخالفم.در هر صورت احساس بايد تکنيک را رهبري کند نه اينکه تکنيک احساس را از بين ببرد.مي گويند رضا صادقي فالش مي خواند،قبول من فالش مي خوانم اما شما هم فالش بخوانيد و احساس را به مردم انتقال بدهيد.به فکر لحظات نزديک مردم باشيد.موسيقي نبايد آنقدر تکنيکي باشد که هيچ احساسي به مردم ندهد و از سوي ديگر نبايد آن قدر سخيف باشد که آدم از شنيدنش پشيمان شود.متاسفانه بعضي از موسيقي هايي که مي شنوم اصلا خانوادگي نيست و پر از واژه هاي زشت است.چند سال پيش که در کيش کنسرت داشتم خانواده اي بعد از کنسرت نزد من آمدند و گفتند معذرت مي خواهيم ما نيامده ايم که کارهاي شما را گوش بدهيم،آمده ايم ببينيم بچه هايم چه نوع موسيقي گوش مي دهند و الان ديگر خيالمان راحت شد.آنجا احساس کردم به لحاظ موسيقيايي محرم مردم هستم و اين برايم قشنگ است.تکرار مي کنم ما ايراني هستيم و شعر و موسيقي مان بايد با فرهنگمان همخواني داشته باشد.بعضي از خواننده ها به شدت درگير فضاي غربي هستند.خوب اگر من اهل موسيقي غربي باشم مي روم و ارجينالش را گوش مي دهم.
قرار بود با محمد اصفهاني در آلبوم جديدت همخواني داشته باشي.سرانجام اين ماجرا چه شد؟
من قابل نبودم و اين قضيه منتفي شد.با آقاي اصفهاني خواندن شرايط خاصي دارد.بايد خوب و بزرگ باشي و من نبودم.احساس کردم اين کار شدني نيست و من اين قدرت را ندارم.از استاد خيلي ممنونم که با همه کاستي هاي من،من را پذيرفت اما در نهايت قضيه منتفي شد

تاريخ برگزاري کنسرت هاي تو بارها اعلام ميشود و بعد به تاخير مي افتذ.دليل اين مسئله چيست؟
من خيلي از مردم عذرخواهي مي کنم.خبرهايي که منتشر شده بود را خودم اعلام کردم ولي متاسفانه هنوز تاريخ کنسرت من مشخص نيست و البته در اين ماجرا من اصلا مقصر نيستم.با اين حال قول مي دهم در تهران کنسرت داشته باشم اما تاريخش را نمي دانم
در مورد تراک وايسا دنيا شايعاتي وجود دارد که دوست دارم در موردش شفاف صحبت کني.بعضي مي گويند اين تراک اصلا مجوز نداشته و بدون مجوز منتشر شده است
اين حرف،حرف ابلهانه اي است.مگر مي شود چنين کاري کرد.دفتر موسيقي روي همه کراها نظارت دارد به خصوص کاري مثل وايسا دنيا که سرآلبومي بوده و نام آخرين آلبوم من است.اين شايعه مسخره را شنيده ام و فقط مي توان مبگويم متاسفم.من به خاطر 2 کليپ که مجوزهم داشته و بدون اطلاع من در شبکه هاي مختلف پخش شده است دوره اي را از فعاليت موسيقيايي محروم بودم.پس چگونه ميشود به همين راحتي يک تراک بدون مجوز را در آلبومم قرار دهم و کسي هم حرفي نزند؟
نزديک به 6 سال است که نام رضا صادقي مطرح شده است و تو همچنان محبوبيت خود را در بين مردم حفظ کرده اي.چگونه به اين استمرار رسيده اي؟
نمي خواهم قضيه را عرفاني کنم اما نمي دانم کدام لحظه و کدام ساعت در کجاي دنيا کار خوبي انجام داده ام که خدا اينقدر هوايم را دارد.خدا مرا کمک مي کند و اين براي من همه چيز است.من سعي مي کنم براي مردم با احساس بخوانم و مردم هم به من لطف دارند.
حرف ديگري نداري؟
محسن يگانه کار خوبي را به بازار عرضه کرد.اميدوارم آلبوم هاي فرزاد فرزين و محسن چاووشي نيز با استقبال مردم مواجه شود.ما قبلا از اين دوستان کارهاي خوبي شنيده ايم و مسلما مي توانند موفق شوند.اگر هم اعتراضي مي شنوند به دل نگيرند و راهشان را ادامه بدهند.به زودي زود مردم را در کنسرت مي بينم و اميدوارم اين بغض هرچه زودتر بترکد.درگذشت خسرو شکيبايي را هم به همه کساني که دوستش داشتند تسليت مي گويم.

+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط علی مشکی پوش
|