تبليغاتX
مشکی پوش کوچک
مجله همشهري جوان/5 مرداد 87
موضوع:ستاره هاي سربي(چهره هاي موسيقي از هر راهي مشهور مي شوند،جز راه اصولي آن)

جنوبي مشکي پوش و هميشه خوش اخلاق موسيقي پاپ،بعد از همه گير شدن "مشکي رنگه عشقه" و داشتم فراموشت مي کردم" که به صورت زير زميني منتشر شده بود،روي عنوان بندي سري اول"کوله پشتي" خواند تا پخش کارهايش از رسانه ملي،به مجوز گرفتن صدايش کمک کند؛کليپ هاي تصويري اش را هم که حتما ديده ايد

آن اول کارهاي شما به صورت زير زميني عرضه شد و از اين طريق به دنياي موسيقي پاپ معرفي شديد؛ فکر نمي کنيد اگر اصولي تر وارد اين عرصه مي شديد،بهتر بود؟

بالاخره هر کس دوست دارد راحت تر و طبيعتا زودتر نتيجه بگيرد.اگر رضا صادقي به اينجا رسيده،مطمئن باشيد که خيلي زياد پيش اهالي فن و استادان رفته تا کارش اصولي تر و مدرن تر از آب دربيايد ولي به هر حال هر کسي بايد بالاخره از يک جايي شروع کند ديگر.

پخش زير زميني اثر،پخش غيرمجاز ويدئو کليپ و خواندن روي تيتراژهاي تلويزيوني،امروزه کليد ورود جوانان پاپ خوان به عرصه موسيقي است؛شما راه اصولي و آکادميک را توصيه نمي کنيد؟

صددرصد ولي اين را هم بايد در نظر گرفت که اين به يک برنامه بلند مدت نياز دارد و اگر در اين بستر احساس اعتماد دوجانبه به وجود بيايد و بيشتر شفاف سازي شود،آينده روشني را مي شود از همين الان پيش بيني کرد.

ويدئو کليپ هاي شما به صورت يک مجموعه سي دي با آلبوم"وايسا دنيا"،مرتب از ماهواره پخش مي شود؛فکر نمي کنيد اين به آينده کاري شما لطمه بزند؟

من هيچ گناهي ندارم.هيچ گونه قراردادي با اين شبکه هاي ماهواره اي نداشته و ندارم ولي خب چون قانون کپي رايت نداريم،خيلي راحت با خريدن يکي از سي دي ها،آنها را در کانال هايشان به نمايش مي گذارند و هيچ کاري هم از دست من بر نمي آيد.

به ياد ماندني ترين خاطره تان از رفت و آمدهايي که براي گرفتن مجوز به ارشاد داشتيد چيست؟

اينکه تاييد آخر را زماني دادند که تقريبا نااميد شده بودم و آن لحظه به قدري خوشحال کننده بود که قدرت هر عکس العملي از من سلب شده بود.

اولين کسي که خبر مجوزدار شدنتان را به او داديد چه کسي بود؟

اول خانواده و بعد دوستان و آشنايان.

موسيقي پاپ تقريبا 10 سالگي را پشت سر گذاشته است؛شما به عنوان يک خواننده پاپ،وضعيت اين نوع موسيقي را چطور مي بيني؟

من فکر مي کنم که چند سال پيش بايد فکر اين روزها را مي کرديم.موسيقي پاپ حالا حالاها مشکل خواهد داشت چون هنوز هيچ توجيهي ندارد و پاپ ايراني براي دوستان هنوز تعريف نشده است.پيشنهاد مي کنم که بيشتر فرصت بدهند.اگر رضا صادقي چيزي از موسيقي نمي داند بياييم و يادش بدهيم و به طور کلي استعداد يابي کنيم.ياد دادن را هم به فرهنگ موسيقي مان اضافه کنيم.تا وقتي که اينطور نباشد،موسيقي ما با "دلمو شکوندي،حالشو ببر" ادامه خواهد داشت.


رضاصادقي و طنز

رضا صادقي خواننده پرطرفدار پاپ به طنز علاقه خاصي دارد.او گاهي در جلسات شعر خواني که تحت عنوان "شکرخند" هر ماه در فرهنگسراي ارسباران برگزار مي شود،شرکت مي کند تا تازه ترين اشعار طنزي را که توسط شاعران خوانده مي شود،بشنود.حدود دو ماه قبل او سرزده در اين جلسه شرکت کرد و مورد تشويق شديد حضار قرار گرفت.
عکسهايي از رضا صادقي در اين مراسم:

رضا صادقی در جشن شکرخند

رضا صادقی و حسین مرسلی در جشن شکرخند


يادي از همايش نکوداشت رضا صادقي

اگه يادتون باشه 21 آذرماه سال گذشته در سالن علامه طباطبايي دانشگاه آزاد تهران،واحد علوم و تحقيقات مراسمي تحت عنوان همايش نکوداشت رضا صادقي برگزار شد که از رضا صادقي تشکر ويژه اي به عمل اومد.همون روزا،عکسايي از مراسم رو براتون گذاشتم.تازگيا از طريق يکي از وب سايتاي دانشگاه آزاد،متن صحبت هاي رضا صادقي و سوالاتي که ازش پرسيده شده بود رو پيدا کردم.واسه شما هم ميزارم تا در جريان مراسم قرار بگيريد.در ضمن توی این مراسم یکی از کسانی که شعر خودشو خوند و مورد تشویق همه و علی الخصوص رضا صادقی قرار گرفت،آبجی پیوند مشکی پوش بود که بعد از خوندن شعرش،از رضا صادقی جایزشو دریافت کرد

نکوداشت رضا صادقی

صحبت هاي صادقي:

خيلي خوشحالم که تو اين جمع صميمي اومدم، مخصوصا توي اين روزبخصوص! امروز يه روز خاصه، روز تولد استاد احمد شاملو (تشويق دانشجوها). ازتون ميخوام به احترام استاد شاملو، مرحوم سپهري و بانو فروغ فرخزاد ده ثانيه دست بزنيد.ما ايراني ها هميشه عادت داريم بگيم ما هيچي نيستيم. منم ميگم که من نه يه شاعرم، نه يه آهنگسازم و نه يه خواننده، من فقط فکر ميکنم و دوست دارم فکرمو بگم و اين که ميتونم فکرمو با تريبون موزيک به شما انتقال بدم خوشحالم. فقط يه خواهشي دارم سوالهاي سخت نپرسيد. مد شده هر کي معروف ميشه ميگه من مال مردمم، اما نه من اول مال خودمم و بعد مال مردم. پس سوال هايي رو بپرسيد که بتونم جواب بدم.

پرسش و پاسخ:

 

دانشجو: با عرض سلام. ميخواستم بدونم که وقتي  جواد رضويان شعري از شما رو تو چارخونه خوند آيا از شما براي اين کار اجازه گرفته بود؟


رضا صادقي: فکر نميکنم احتياجي بوده باشه براي اجازه از من. چون وقتي کلامي منتشر ميشه و دست همه هست ديگه مال من نيست. آقاي رضويان خيلي هم لطف کردن که «وايستا دنيا» رو با لهجه شيرين افغاني خوندن.


دانشجو: ميخواستم بدونم که سوگلي آهنگاتون کدوم آهنگه؟


رضا صادقي: نميخوام بگم کارهاي من مثل بچه هام اند و من همه بچه هامو دوست دارم. نه! من تو هر زماني يه سري از آهنگامو دوست دارم. مثلا تو «آلبوم وايستا دنيا» من آهنگ «بي خداحافظ» و «وايستا دنيا» رو بيشتر دوست دارم، و تو آلبوم هاي قبلي «مشکي» رو دوست دارم.


دانشجو: آيا آهنگ وايستا دنيا رو با هدفي سياسي خونده بوديد؟ و اين که شعر وايستا دنيا رو يه خواننده ديگه هم خونده، نظرتون چيه؟


رضا صادقي: اولا بايد بگم که دولت هنر دولت عشقه و کاري با سياست نداره، اصلا. اما در مورد اون خواننده، تو خونه نشسته بودم که يکي از دوستام زنگ زد و گفت بزن فلان شبکه، يه خواننده داره شعرتو ميخونه. منم نگاه کردم و ديدم که آره اين همون شعر خودمونه.


مجري: ماهواره داريد؟


رضا صادقي: آره( تشويق دانشجوها!). بله من ديدم اون آهنگ رو و چون براي اون آهنگ خيلي زحمت کشيده بودمو مجوزش رو هم گرفته بودم، زنگ زدم به خواننده اش. طرف ميگفت خوب حالا ببخشيد و مبلغش چقدر ميشه جبرانش کنم و از اين حرفا که بهش گفتم: اگه هزينه اي از شما بگيرم بايد بگم خودم دادم اما پولي نميگيرم تا بگم که ازم دزديدنش!


مجري: مطالبي تو نشريات بود که رضا صادقي خسته شده و ديگه نميخونه و ميخواد بره از ايران و از اين حرفا....


رضا صادقي: کجا برم بهتر از اينجا؟ جاهاي ديگه که ما رو تحويل نميگيرن و اين که من هنوز هم دارم ميخونم و مشغول تهيه آلبوم جديدمم.


مجري: معمولا هنرمندان ما يه دوره اوجي دارن و بعد از يه مدت سقوط ميکنن. شما چي فکر ميکنيد؟ فکر ميکنيد خودتون هم اين سقوط رو احساس کنيد؟


رضا صادقي: راستش من هميشه دوست داشتم اوني باشم که بايد باشم. ترانه خوندني و موندني سخته. اگه فقط بخوام بخونم با «تو خودت قند و نباتي شکلاتي، شکلاتي» هم ميشه خوند. ولي نميخوام بگم که منم خيلي بهتر از اين ميخونم اما من هميشه تو زندگيم سعي کردم که هدف خودمو دنبال کنم. هدفم بيشتر نشون دادن ايراني بودنمه. من يه ايرانيم و خيلي دوست دارم ايراني بودنم رو به رخ همه بکشم. من هم سعي ميکنم بيشتر نزديک مردم باشم و با زبان مردم و با سادگي بخونم تا نرسم به اين سقوط، با سادگي و مردمي بودن.


دانشجو: چرا آهنگهاي قديمي تون رو دوباره خواني نميکنيد تا همه بشنوند؟


رضا صادقي: دوستاني که اين آهنگا رو نشنيدن هم چيزي رو از دست ندادن اما من سعي ميکنم اين آهنگا رو به مرور زمان مجوز بگيرم و تو آلبوم هاي آينده ام بازخواني کنم.


مجري: ميخواستم بدونم تا حالا عاشق شديد؟ مجرديد يا متاهل؟ و اين که عشق رو چجوري ميبينيد؟ عشق زميني رو قبول داريد يا عشق الهي؟


رضا صادقي: آره منم عاشق شدم. من اعتقاد دارم تا نتونم عاشق يه انسان مثل خودم بشم و دوسش داشته باشم نميتونم بگم عاشق خدا هستم. کسي که از اول ميگه من عاشق خدام کم آوورده. کسي که نه عاشق کسي شده و نه تونسته کسي رو عاشق کنه. پس عشق زميني بايد باشه چون اگه نباشه نميتونيد به خدا اونقدر نزديک بشيد که بهش بگيد خدايا ممنونم که اجازه دادي باهاش زندگي کنم.
 


 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:53 بعد از ظهر توسط علی مشکی پوش |

مرگِ برگ ترانه ای از رضا صادقی با صدای علی لهراسبی.کلیک کنید

از نبودنت می ترسم وقتی تو نگام نشستی

آخه تو شدی تمام رگ و پوستو هرچی هستی

آخه حس رفتن تو به من حس مرگو میده

تو برو غمت نباشه  مرگه یه برگو کی دیده

به جون هرچی ستاره است می خوامت هر لحظه هر بار

اما تو هستی و نیستی اینه راه و رسم اجبار

بی تو زندگیم چه سرده قصه ها قصه ی درده

تک درخت سبز عشقم بی تو بی روحه و زرده

شیطنت های نگاهت وقتی میشه آینه دق

بگو کی رسید به داد دل بی قرار عاشق

هرکیو هرکسی هستی رفتی تو عمق وجودم

دارم از عشقت می سوزم کاشکی عاشقت نبودم

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 7:40 بعد از ظهر توسط علی مشکی پوش |

دانلود آهنگ جديد رضا صادقی(برنامه تلویزيونی شو واشو،پخش از شبکه استانی هرمزگان)

+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 4:35 قبل از ظهر توسط علی مشکی پوش |

مجله راه زندگي
شماره 266
گپي متفاوت با رضا صادقي:

چه شده است امروز؟فکر کنم قدري گرفته اي،يا...

چه کنيم روزگاريست چنين و نمي شود کاري کرد،در خدمتيم،نه الحمدا... همه چيز عاليست و انشاا... داريم مي رويم ...براي کنسرت

مثل اينکه بالاخره معلوم شد اين ممنوع کار بودن شما شايعه اي بيش نيست.انشاا... کي و کجا؟

انشاا... به اميد خدا اواخر تيرماه در تهران به مدت 5 شب در خدمت دوستان هستيم(نويسنده وبلاگ:به احتمال زياد کنسرت،نيمه مرداد ماه برگزار مي شود)،در حال حاضر که به شما جواب مي دهم دو سالن بزرگ را در تهران مدنظر داريم و تا روزهاي آينده هم مشخص مي شود.

الان 29 ساله هستي،29 سال زندگي پرفراز و نشيب،15 سال خوانندگي و ناگهان چه زود دير شد،دوست نداري ...درباره آخرين دقايق زندگي بخواني،البته انشاا... بيش از يک صد سال عمر کني

روزي که مي خواهم بروم» را خوانده ام»...
مرا در آغوشت بگير خدا مي خوام بخوابم...
آخه تو تنها کسي بودي که دادي جوابم (مگر نشنيده ايد؟)

بله شنيده ام، ولي جوابش را هم شنيده اي؟

بله.توي آغوش من آرامش محضه...

در حالي که با هم حرف مي زنيم،همين حالا...بزرگ ترين دغدغه زندگي ات چيست؟

ماندني شدن...نه خواندني شدن،چون خواننده هاي زيادي را ديده ام که«مانده ها» را بيشتر دوست دارم.دوست دارم ...چيزهايي را بخوانم که «ماندني»شود نه صدايي

و کار و مشغله ديگر رضا صادقي چيست؟

مدتي درگير مسائل رستوران و کافي شاپ بودم که راستش را بخواهيد پس از مدتي ديدم که زياد با فضاي فکري من سازگار نيست...گفتم که فعلا جز خواندن و موسيقي فکر ديگري نداشته باشم.براي موسيقي خودم هم زماني را تعيين کرده ام که مردم ديگر نگويند بس است.همانطور که در سوالات بيشتر شما گفتم بيشتر دوست دارم«ماندني»باشم.

مي خواهم از شما يک انتقادي کنم ولي مي بينم اگر اينطوري شود بهتر است.اينکه شما رضا کريمي(مصاحبه کننده) باشي و من رضا صادقي و بخواهي از من انتقاد کني؟

چرا هميشه فکر مي کني تو درست مي گويي،اين اولين انتقادي است که از رضا صادقي دارم.

يک چيزي...يک موردي مخصوصا بين اهالي جنوب هميشه فکر مرا مشغول کرده و آن اين است که عموم اين عزيزان شفافيت و رک بودن را از خصيصه هاي اصلي رفتار خود مي دانند.شما چطور؟

من رک بودن را در اين صورت معتقدم که جنبه عدواني نداشته باشد.اگر من خيلي «رک» اشتباه کسي را به رويش بزنم و بگويم من رک هستم جز خرابي چيزي در بر ندارد.اگر رک بودن در جوار بيان مليح باشد،اين شفافيت قابل قبول تر است و طرف مقابل آن را به حساب خرد کردن خودش نمي گذارد و در واقع معنايي جز خدمت و دلسوزي ندارد.

با اين شفافيت به خودن نگاه کن و بزرگ ترين انتقاد را خودت از خودت بکن؟

چرا تا امروز نتوانسته ام کسي را پيدا کنم که شريک عاشقانه هايم باشد و جوابي هم تا امروز براي اين سوال ندارم...شايد هم مشکل از من باشد که نتوانسته ام تاکنون پاسخي بيابم.

زياد از انتقاد گفتيم،حالا تقدير و تحسين خودت از خودت و اينکه بهترين کاري که تا به حال انجام داده اي؟

اينکه«رضا صادقي»شدم.

از خواندن کدام ترانه پشيماني؟

هر کي نموندش به دَرَک!!! وتا آخر عمرم هم از خواندن اين جمله و ترانه پشيمانم

اگر يک فوتباليست بوي دوست داشتي شماره پيراهنت چند بود؟

شماره 10_شماره پيراهن پله

هر چند کمتر خواننده اي را مي شناسم که از ابتدا تا پاسي از فعاليت خود داراي يک ارکستر يکسان باشد ولي از ابعاد فني و نقطه نظرات کارشناسانه مي خواهم بپرسم آيا از لحاظ افراد گروه ارکستر تغييراتي داشته ايد و اين تغييرات تا چه اندازه بر کيفيت کارتان تاثير گذار است؟

اين را بعد از کنسرت تهران مي گويم...بايد اين ارکستر را نشان داد.ارکستر قبل هم خيلي برايم تلاش داشتند ولي براي تغيير در فضاي موسيقي بايد من تغييراتي را در گروه انجام مي دادم تا حس متفاوت و جديدي را شاهد باشم.در مورد ارکستر جديدم الان چيزي نمي گويم و انشاا... بعد از کنسرت گفتگوي مجددي با هم خواهيم داشت و بيشتر و جزئي تر درباره آن خواهيم گفت و شنيد.مطمئنم که آن زمان هم نظر شما شايد متفاوت تر باشد.

ولي من که نظري ندارم.فقط درباره افراد جديد سوال کردم...

خب،اگر بعد از کنسرت درباره آن بحث کنيم بهتر است

البته خودت مي داني با اين که من بندرعباسي نيستم ولي به واسطه سال ها همکاري با زنده ياد ناصر عبداللهي و زندگي با مردم بندرعباس به روحات و خصوصيات رفتاري آن ها تا حدي آشنايي دارم. مي خواهم نظرت را راجع به خاص بودن رفتارشان بدانم، تا ببينم تا چه اندازه با يکديگر هم عقيده ايم. اينکه چه رفتاري باعث فخر توست و کدام رفتارها شايد تو را بيازارد؟

در واقع روان بودن و سادگي بندرعباسي ها،نه به بيان ساده لوحي،بلکه به معناي لطافت و برخورداري از روح بکر خصوصيتي است که بسيار نيک و پسنديده است و من همچنان به آن مي بالم،سوال کرديد که چه رفتاري از آنان مرا شايد بيازارد که بايد بگويم«زودرنجي» بندرعباسي ها ممکن است تنها خصوصيتي باشد که بعضا مرا ناراحت مي کند

در حال حاضر چه چيزي بيشتر خسته ات کرده؟

تنهايي

چه چيزي از تنهايي خارجت مي کند،شايد اين بهترين هديه برايت باشد؟

بايد بگم الان که داريم با هم صحبت مي کنيم آماده هر اراده اي از سوي خدا هستم،شايد تنها چيزي که مرا در حال حاظر خوشحال مي کند تا مرا از تنهايي درآورد،کسي است که شب بيداري هاي مرا تحمل کند تا از صميم قلب به او بگويم:ممنونم اجازه دادي با تو زندگي کنم

شنيده ام در حال نوشتن کتاب هستي؟

بله،جزء اولش هم به پايان رسيده و نام اين کتاب«خدايا با توام حواست کجاست؟»است.شايد تصور شود اين کتاب حاوي نيايش و دعاست در صورتي که اين طور نيست بلکه صحبتي کاملا،کاملا و شايد بيش از کاملا ساده،صميمي و روان بين بنده مخلوق و خالق قادرش است

مثل همه برنامه هاي رسانه اي،صحبت زياد است و مجال کم، مجالي که هميشه کم است و شايد مثل يکي از سوال هايمان خيلي زود هم دير مي شود...حالا تا دير نشده لطفا حرف پاياني را بگو تا زحمت را کم کنم

خواهش مي کنم،اميدوارم در حضور مردم در کنسرتي که در پيش رو داريم باعث دلگرمي بيشتر اهالي موسيقي شود.من صميمانه مردم را دوست دارم.در پناه حق،خداحافظ

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط علی مشکی پوش |