تبليغاتX
مشکی پوش کوچک
سلام.بالاخره مسافرت ۱۰ روزه من تموم شد.مسافرتي كه هدف اصليش يه مقدار عوض شدن حال و

هوام و هدف بعديش ديدن رضا صادقي بودروز سه شنبه ۶ شهريور ماه،يكي از بهترين روزاي زندگيم

بود.چون كه رضا صادقي رو از نزديك ديدم و باهاش صحبت كردم.واقعا جاي همتون خالي بود.اينقدر

خونگرم و صميمي برخورد ميكرد كه آدم اصلا احساس غريبي در كنارش نميكرد و حس ميكردي كه رفيق

چندين سالتهوقتي كه به اونجايي كه رضا صادقي رفته بود رفتيم تا ببينيمش(نميشه بگم كجا) من

با خودم گفتم:پسر،تو از اهواز اومدي اينجا،حالا چي ميخواي بهش بگي.يه پسر ديگه اي هم اونجا

بود.اون از مشهد اومده بود فقط واسه ديدن رضا صادقياونم همين حرفو به من زدگفت حالا چي

بهش بگيم.خلاصه وقتي رفتيم داخل اتاقي كه آقا رضا نشسته بود،۷ نفر شده بوديم.رضا صادقي

يه جوري باهامون برخورد كرد كه حال كرديماول اسممون رو پرسيد،بعدش گفت از كجا اومديد

ديگه چه ميدونم سوالاتي رو پرسيد.بعدش ديگه نوبته ما بودمنم وقتي رفتم پيشش نشستم يه ذره

باهاش حرف زدم و از طرف بچه هاي مشكي پوش هم ازش خواستم كه بياد به وبلاگاي ما اگه وقت

كرد يه سري بزنه.وقتي اينو بهش گفتم،گفتش كه ميدوني چن تا وبلاگ توي اينترنت مربوط به من هست

منم گفتمش ۴۰ ۵۰ تا.گفت:۴۰ ۱۳۰ تا.گفت چطوري انتظار داري به همه اينا سر بزنم.منم گفتم

حالا اگه وقت كردي روزي ۱۰ دقيقه به وبلاگا اختصاص بده.ثواب دارهدر آخر هم گفتش كه بعد از ماه

رمضان،توي اهواز ۳ شب كنسرت دارهمنو ميگي،حال كردمخلاصه بعد از يه روبوسي دبش

ازش خداحافظي كرديم.چرا ميگم خداحافظي كرديم.آخه من و دختر داييم رفته بوديماينم چن تا عكس

از خودم و رضا صادقي 

 

من و رضا صادقي

http://www.imagecraze.com/uploads/83499_.jpg

http://www.imagecraze.com/uploads/83500_.jpg

 

+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 5:27 بعد از ظهر توسط علی مشکی پوش |