روزنامه عصر كارون.۱۱ شهريور ۱۳۸۵
آقاي صادقي از کجا شروع کنيم؟
از همون جايي که دوست داريد،شما بپرسيد،ما هم ان شالله که بتوانيم جواب بديم
کار جديد شما که همه منتظر شنيدنش هستن اين روزها چيه؟
فعلا درگير کنسرت هستم و کاست جديد هم تموم شده،اگه فرصت مناسبي باشه
و مشکلي پيش نياد،عيد فطر تقديم مردم عزيز ميشه
اسم اين کار چيه؟
رمز شب(وايسا دنيا)نام داره
خوب آقاي صادقي نميخواهيم روال عادي داشته باشيم،الان از کاست جديد فاصله مي گيريم تا
بعد،چرا که محکوم به تبليغ ميشيم.لطفا درباره گذشته خيلي مختصر و مفيد بگيد هرچند که مردم
شما رو مي شناسند،اما از زبان شما دوباره شنيدني است
متولد بندرعباس،بزرگ شده بندرعباس،از سال ۶۹ يا ۷۰ به طور جدي شروع کرده ام
و خدارو شکر تا حالا هم زنده ايم و خدمت مي کنيم.اما جاي خاصي يا کلاس يا
استاد خاصي نداشتم.تحصيلات آکادميک هم نکردم و همه چيز صد در صد تجربي بود
يعني استاد يا فرد خاصي نداشتيد؟
نه قربان.رضا صادقي بود با ذهنيت کوچيکش
آقاي صادقي،اولين كاست شما همون كاست معروف مشكي رنگه عشقه و هنوزم رضا صادقي
رو با اون ميشناسن.هرچند روند شما هميشه رو به جلو بوده ولي اون ماندگاري،معروفيت و
توفيقي كه خيلي ها سالها هم دنبال ميكنن و نمي رسن،شما زود به دست آورديد.اين به يقين
شانس نبوده،شما دليل اصليش رو بگيد
شايد مهمترين دليلش خود مردم و مخاطبان باشند.ببينيد،مخاطب ايراني خيلي
باهوشه.هر مخاطب عام براي من يه منتقد خاصه.او به هر اثر هنري با زاويه ديد
خودش نگاه ميكنه.اول مي گيره،تحليل ميكنه،بعد يا مي پذيره يا نه.پس مخاطب
تحليلگر ما،شايد اين اعتراض و گلايه رو نسبت به رويكرد به سمت رنگهاو رنگ
مشكي به خصوص،پسنديد.به همين خاطر واكنش نشان داد و از اينكه اين ديدگاه كه
مشكي رنگ غم،غصه و ماتم باشه به چالش كشيده ميشه استقبال كرد.ما سعي
كرديم توي اين كاست قبل از هر فكر و فعل ساختاري مبناي محتوايي رو صداقت
قرار بديم. هموني كه فكر ميكرديم انجام داديم.نتيجه هم واكنش عالي و غير قابل
باور و تصور مردم عزيز بود.اما بگم اين كاري مثل همه كارهاي بقيه هنرمندان
موسيقي بود،به نظر من چيزي سرتر نداشت اما انتخاب اصلي به خود مخاطب
بود،شايد از كار خيلي از عزيزان سطح پايين تري داشت ولي حرف آخر با كس ديگري
است.
البته آقاي صادقي،همين كار هم جسارت زيادي ميخواست.يعني شما به قلب تفكري زدي شايد
چندين هزار ساله.چرا كه هنوز هم مردم براي غم و غصه رنگ مشكي مي پوشند و سياه يادآور
ماتم است.اين ساختارشكني و حركت عليه هنجار از كجا شروع شد؟
جوابم دوباره همون جوابه،خود مردم باعث ميشن.ارتقاي فرهنگي مردم،پيشرفت و
ورود مردم و مخاطب به عالم هنر ميشن.اگه دقت كنيد مي بينيد همه اين روزها در
حد بضاعت درباره هنرها اعم از سينما،موسيقي و همه چيزها اظهار نظر
ميكنند.خوب اين همه ارتقا،ازن همه مخاطب يعني اين همه منتقد خوش فكر و
تيزبين.همين آدمها هر هنرمندي رو وادار ميكنند حرف عادي و روزمره نزنه بلكه حرف
بزرگي بزنه،چرا كه داره براي مردم كار بزرگي ميكنه.
آقاي صادقي كمي از رنگها فاصله بگيريم.در ترانه امروز اگر درست گفته باشم نزديك شدن
خواننده ها به يك مقوله زياد شده و خوب اين از زمان شادمهر عقيلي در ايران باب شد،از ترانه
ياس كبود.خيلي ها بعد از رفتن شادمهر و اصلا بعد از انتشار كاست ها گفتن كه اين به خاطر
مجوزه كه مذهبي ميخونن و الا نميخونن.حالا اين روزها شاهد نزديكي پسرخاله وار با اسطوره
هاي ديني هستيم.به نظر شما چقدر درسته؟اين به روز شدن شعر و ترانه اس و امروزي شدن مقوله
ديني يا همون قضيه مجوز؟
من اول بگم بهتره قضاوت اصلي با صاحب اصلي يعني مخاطب باشه.اينكه هدف
شادمهر يا بعدي ها چي بود،مجوز بود يا نه،مهم نيست.مهم اينه شما درباره آدمي
ترانه ميخوني كه يه روز بوده و همه چيز خودشو تو راه هدفش گذاشته.پس خواننده
به مثابه هنرمند كارش رو انجام داده،حالا درستي يا نادرستي با مردمه.اونها مي
شنون بعد قضاوت ميكنن.چرا شما بعد از سالها ياس كبود يادتونه؟چون جريان سازي
كرد.درست،اما افكار عمومي اگر اثر هنري ارضاشون نكنه،اگه با جون و دل خلق
نشده باشه صد درصد به جون و دل نميشينه.مصداق همون سخن كز دل برآيد...پس
اين پاسخ رو مردم در آينده اي نزديك مي دن.من فكر ميكنم حالا قضاوت در اين باره
سخته.چرا كه الان اوج اين ماجراست.تمجيد يا تقبيح اين جريان بدون در نظر گرفتن
واكنش مخاطب كار درستي نيست.به طور مثال همون ترانه مشكي،من چون خدا رو
شكر جواب گرفتم پس دوباره روي همون سوژه كار كردم و البته نه به سرعت،حدود
يك سال،يكسال و نيم بعد.
راستي جوابيه اي هم شنيديم براي شما و ترانه مشكي.جواب شما چيه؟
من البته خيلي خيلي خوشحال شدم.چرا كه مي بينم اين حركت حتي يه هنرمند رو
وادار كرده جواب بده.اون نظرش رو گفته منم نظرم رو.از قضا اين خيلي خوبه كه ما
فضايي داشته باشيم كه هر اثر كه ارزش داره با يك اثر با ارزش نقد بشه و همه
تفكرات همديگه رو ببينن و بشنون.
آقاي صادقي دوباره برگرديم به سوال اول.مواردي كه صحبت كرديم در كاست رمز شب(وايسا
دنيا)هست؟اگر هست چقدره؟
اين كار خيلي متفاوته.رضا صادقي تو اين كار خيلي عوض شده به لحاظ ريتم و
مضمون.نميگم دنيا رو تكون ميده اما چون رضا صادقي عوض شده،كل كارهاشم عوض
شدن و رمز شب يك كار صد در صد جديده.رضا صادقي اميدواره نوتر شده باشه
همون طوري كه مردم ازش انتظار دارن من به طور كلي دنبال تلفيق منطقي و
مخاطب پسند موسيقي روز دنيا با آواها و نواهاي شرقي به علاوه فولكلورهاي
جنوب،جنوب گرم و عزيز هستم.
يعني همين روند در كاست جديدتون هست؟
بله.صد در صد.يكي از آهنگها صد در صد فولكلور است.حتي سازهاي به كار گرفته
شده عود،جفتي،دهل و سنتي ها و اصيل هاي بندر هستن به علاوه ريتم هاي
ايراني و تلفيق اين دو با موسيقي روز دنيا.اميدوارم اون نگاه تحليلگر و منتقدانه مردم
عزيز كشورمون باز هم شامل حال ما و رمز شب بشه.
ميخواهيد بچه هاي همكار اين كاست رو به ما معرفي كنيد؟
توي شعرها يكي از همكاران محترم،خانم زنگنه است كه با من همفكري داشتند
هرچند شعرها همه مال خودم هست،تنظيم با خودم بوده و آهنگها به جز سه كار
زحمت اونها به عهده دوستان عزيزم پويا نيكپور،اميد حاجيلي،سيروان و مهران
خالصي بود و حسن اين كار تركيب و ورود افكار مختلف در كار است.
آقاي صادقي اگر اجازه بديد هر چند در حضور شما جسارته ولي يه كم از ايران فاصله
بگيريم.توي دنيا،موسيقي رپ حرف اول رو ميزنه به حدي كه مثلا هر وقت قراره وسيله اي يا
رفتاري به مردم ديكته بشه در آمريكا جوري كه مردم همه انجام بدن و اعتراضي هم نداشته
باشن،رپ ها به شكلي ابزار دولت ميشن.به رغم خاصيت رپ به مفهوم اعتراض،حالا با توجه
به اين مسايل وضع رپ رو توي ايران شما چطوري ميبينيد؟آيا اميدي هست؟
من اول موضع خودم رو روشن كنم،من خيلي خوشحالم چون واقعا رپ رو دوست دارم
و از اينكه ميبينم توي ايران داره جا ميوفته خيلي خوشحالم،چرا كه علاوه بر موضوع
جهاني شدن موسيقي ما،رپ نگاه خيلي عميقي به كلام داره،شما ميبينيد رپ كلام
رو خيلي كامل ادا ميكنه.اصلا تكرار نداره و حرفهاش رو صريح ميزنه.
من از همه بچه هايي كه رپ رو توي ايران جدي دنبال ميكنن تشكر ميكنم و به همه
اونا خسته نباشيد ميگم.البته اين به معناي موافقت من با شكستن حد و حريم ها به
اسم رپ نيست.هرچندگاهي كلمات و عباراتي گفته ميشه كه با فرهنگ ما منافات
داره.مثلا به اسم اعتراض.اين اعتراض در آواهاي سياهپوستان هم هست اما در
چارچوبي معين و مشخص.
يعني با اين علاقه شما چه آينده اي براي رپ ايران پيش بيني مي كنيد؟ممكنه رضا صادقي يه
روز رپ بشه؟
من خيلي خوشحالم از اين كه بگم تا يه يا چهار سال آينده رپ ايراني مدون مي شه
يعني سر و شكل اصلي رو پيدا ميكنه.اونوقت همه زوايد و اضافه ها كنار ميرن و رپ
ناب و واقعي مي مونه و اطمينان داشته باشيد رضا صادقي يه كار رپ حالا شايد
كاست كامل نباشه اما حتي اگر شده يك ترانه رپ حتما ارايه ميده و اين به خاطر
علاقه ام به رپ است.
با توجه به علاقه شما به رپ و عدم توجه صدور مجوز به قانوني شدن رپ،اين روند چه قدر
ادامه دارد؟
ببينيد،رپ جهانيه.ما هر چقدر هم بخوايم مقابله كنيم باز هم نميشه.اين عدم توانايي
ما به خاطر هجوم موج جهانيه،كما اينكه گروههاي رپ در ايران فعال هستن.اين
مقابله نه به خاطر ماهيت رپ بلكه به خاطر سليقه ماست.اما هر قدر هم مقابله
كنيم بالاخره يه روز جلوي اين موج جهاني تسليم ميشيم.اگر يك فرد يا سازماني
سليقه اش به اين قضيه نميخوره مشكل خودشه.اما باز هم بگم كه من حتما يه رپ
خوشگل با يه كلام موقر و مودبانه به خدمت مردم ارايه مي كنم.هيچوقت هيچكس
نميتونه جلوي هنر رو بگيره،به خصوص موسيقي رو.مگر ميشه خواننده ها
رو ساكت كرد.براي اين كار بايد زبون همه رو بريد.تازه اگر اين كار شد گوش هاي
طالب شنيدن رو چكار كنيم.
وضع الان رضا صادقي چطوره؟چه برنامه اي در آينده داريد؟
فعلا كه بعد از سه چهار سال وضع كنسرت خواننده ها بهتر شده،لااقل من
راضيم.الان همين كنسرت ها خيلي وقتم رو گرفته اما اميدوارم بعد از كاست يه
فرصت فراغت پيش بياد اون وقت بيشتر به خودم ميرسم.الان سالهاست نتونستم 10
روز پيش مادرم بمونم.فقط يه سر زدن دو سه روزه،بعد تمام.اميدوارم كه يه فرصتي
پيش بياد تا تمام ايران رو بگردم كه ناكام و ايران نديده از دنيا نرم.
سالهاست مسافرت به قصد سياحت و تفريح نرفتم.دوست دارم به دستبوس همه
مردم كشورم و هر وجب خاكم برم.
آقاي صادقي هر چند بارها گفتيد اما باز هم بگيد و به شايعات در مورد خودتون و اون تصادف
كذايي پايان بديد
من فكر ميكنم چند ميليون دفعه گفتم نه زني داشتم نه بچه اي نه تصادفي در كار
بود.اين شايد به خاطر علاقه مردم به فيلمهاي هندي و درام باشه.انگار همون مضمون
ترانه اول رو با علاقه و پيش زمينه اي كه از درام داشتن تلفيق كردن و اين خاطره
تلخ رو ساختن.من هنوز مجردم و وقت هم نداشتم به تاهل فكر كنم اما اينكه عصا
دارم به خاطر يكسال و نيمگي من بود.
اون زمان مرحوم دكتر ابراهيمي آمپول اشتباهي به من زدن و باعث شد تا هميشه
دچاز ضعف عصب پا بشم،اين ماجراي عصاي من و تصادف هم كه ساخته ذهن مردم
ماست و اميدوارم كسي ديگر از اين تخيلات استفاده نكنه.
آقاي صادقي هرچند تكراري و كليشه اي است اما چرا به سراغ هنر آمديد؟اصلا هدف رضا
صادقي از هنرمند شدن و خوانندگي چي بود؟و چقدر به هدفش رسيده يا نزديك شده؟
من اولا خودم رو خيلي هنرمند نميدونم ولي اگه سراغ هنر اومدم،اگه ميخونم فقط يه
دليل عمده دارم.من ميخونم تا بمونم.اين مهمترين هدفمه. هنر براي ماندن نه براي
خواندن.ميخونم كه موندني بشم نه خوندني.خوندني بعد از خوندن تموم ميشه ولي
موندني تموم نميشه.اين درس بزرگ رو "حاجي" بهم داد.يه روز به شوخي پرسيدم:
"حاجي حال ميكني رضا صادقي پسرته؟اينقدر معروفه؟"گفت نه.گفتم"چرا؟منو همه
ميشناسن".گفتش كه تو هر چقدر هم معروف باشي"پپسي كولا" از تو
معروفتره.اندازه اش كوچيكتره اما خيلي معروفتره
همون شوخي،يه فلسفه خيلي جدي رو به من ياد داد.من مي خونم تا فكرم رو ارايه
بدم.تا صحت و يا عدم صحت فكرم رو از همه مردم بشنوم.از كساني كه صاحب
اصلي همه هنرها هستند اونها جواب اصلي رو به ما مي دن .