آخرين خبر:كنسرت رضا صادقي در لندن لغو شد

منبع:
وب سايت بهزاد بلور
گفته هاي بهزاد بلور:
همین الان با رضا صحبت کردم و خیلی حالش از اینکه اجازه کنسرت خارج از کشور بهش ندادن، گرفته است.

رضا: حتی خجالت میکشم تلفن دوستامو جواب بدم.
کنسرت گزار لندن آقای زمانی از دیشب نگران بود که نکنه صادقی اجازه خروج نگیره.
زمانی: فقط بزارن که بیاد روی صحنه و به مردم بگه که جواز کنسرت بهش ندادن ، من راضی میشم چون پیش مردم لندن نمیخوام شرمنده شم.

“از همه میخوام که از روی صندلی ها شون بلند بشن و نشون بدن که با 300 نمیتونن 2500 سال تمدن ایران رو انکار کنن. ا زهمه میخوام که به افتخار تمدنمون بلند شیم و کف بزنیم.”
این جمله هائی بود که رضا صادقی برای کنسرت امشب لندنش آماده کرده بود.
امشب قرار بود با ارکستر 12 نفره به لندن بیاد و در سالن Hammersmith ( سالن شهرداری اون منطقه) از ساعت 9 شب خلاصه ای از 18 آلبومش را برای اولین بار برای ایرانی های لندن اجرا کنه.

محبوبیت رضا صادقی بین بچه های لندن وقتی معلوم میشه که زمزمه آهنگهاشو از فروشنده ایرانی خیابان کنزینگتون بشنوی اونم وقتی که داره انارهای ساوه رو از جعبه در میاره. یا وقتیکه بچه های نوجون سر کلاس زبان فارسی مدرسه رستم ( لندن) جمله شعرهاشو بهم اس ام اس میکنن.

بدون شک خیلی از ایرانی ها دنبال آدرس پوستر تبلیغاتی رضا صادقی میرن محل اجرا و با دلخوری و هزار تا فرضیه (زیره سره ا نگلیساست) بر میگردن خونه ها یا میرن رستوران ایرانی دم همونجا.
آقای زمانی کنسرت گزار لندن : رضا صادقی از هفته پیش قرار بود که لندن بیاد ولی سر جواز کنسرت و خروجش از ایران ما بارها و بارها پروازش رو عقب انداختیم . الان مدتهاست که تبلیغ کنسرتهاش از شبکه های ماهواره ای پخش میشه و من امیدوارم که حداقل رضا صادقی بتونه بیاد لندن و حداقل بیاد روی صحنه و به مردم بگه که از ایران بهش جواز کنسرت ندادن و نمیتونه بخونه که من اینجا شرمنده نشم.
این حرفهایی بود که دیشب از آقای زمانی شنیدم. خیلی هم نگران بود.

امروز چند بار به تلفن همراه رضا در ایران زنگ زدم و جواب نداد. مطمئن شدم که کنسرت لندنش برگزار نمیشه.
بالاخره که ارتباط تلفن برقرار شد با صدای گرفته ای، گرفته از اینکه جواز کنسرت لندن بهش داده نشد، با بی بی سی صحبت کرد:
“برای اجرای کنسرت لندن تا جائی که د رتوان داشتم دوندگی کردم. کنسرت گزاران اروپا از مراحل مختلفی که یک خواننده برای اجرای کنسرت در خارج از کشور باید بگذره بی خبرن. در نهایت جواز داده نشد و علتش هم به من گفته نشد.”

ولی ایام نوروز ... مالزی ، دوبی و قطر و هندوستان کنسرت داشتی. چرا به کنسرت لندن جواز داده نشد؟

“مسئله اروپا با کشورهای مجاور خیلی فرق میکنه، حساسیتهای بیشتری برای کشورهای خارجی هست، شرطهای زیادی برای ما گذاشته میشه. حتی کانادا راحت تره! ولی من به همه عزیزانی که در لندن منتظر کنسرت جمعه شب من بودم ، قول میدم که کارمو درست میکنم و به لندن میام، و وقتی میام با جواز درست خواهد بود و بدونند که اگر تبلیغی باز از کنسرت من پخش بشه، حتمی خواهد بود. دستشونو می بوسم و با اینکه لغو کنسرت لندن من نه تقصیر کنسرت گزار و نه تقصیر منه، ازشون معذرت میخوام.”
بعد از لغو کنسرت لندن (28 اردیبهشت 18 ماه می) ایرانی های سوئد نگرانن که کنسرت شنبه آینده (5 خرداد 26 می ) که قراره توو city conference centre برگزار بشه، به همین سرنوشت دچار شه.

مهدی حمیدی و احد، کنسرت گزاران سوئد: ما تابحال 600 بلیط پیش فروش کردیم. ویزای گروه روز دوشنبه صادر میشه و امیدواریم که خود رضا صادقی بتونه جواز این کنسرت رو دریافت کنه خیلی ها منتظر دیدن کنسرت هستن.
رضا صادقی هنرمند پر احساسیه، پای تلفن به سختی جمله هاشو به آخر میرسوند.
“ من از دیروز تا الان از بس که دلهره و نگرانی داشتم ...شاید بیشتر از دو ساعت نتونستم بخوابم! حتی خجالت میکشم تلفن دوستانم رو جواب بدم. خیلی ناراحتم خیلی دلم شکست ولی شما رو خواهم دید... وایسا دنیا که میخوام پیاده شم.”
نويسنده وبلاگ:اين مطالب رو از وب سايت رسمي"بهزاد بلور"خوندم و اينجا نوشتم.در ضمن دوستاني كه خبر آپ كردنم رو بهشون دادم،به غير از اين پست،پست پاييني رو هم بخونن"لطفا"
چند روز پيش داشتم مجلات قديمي رو نگاه ميکردم که مصاحبه اي رو ديدم که
مجله"روزهاي زندگي"با رضا صادقي در ويژه نامه عيد سال ۸۵ انجام داده بود.براي
همين بد نديدم که اين مصاحبه رو در وبلاگ بزارم.
...............................................................................................................
*از خودتان بگویید؟
من در روز ۲۵مردادماه ۱۳۵۸ساعت ۷:۲۰دقيقه صبح در بيمارستاني در بندرعباس در
يک خانواده مذهبي منطقي به دنيا آمدم.وضعيت مالي متوسطي داشتيم.پدرم يك
فني كار ساده در كار تاسيسات شركت نفت بود و مادرم هم خانه دار.من چهار تا
خواهر خيلي گل دارم كه عزيزترين كسانم در زندگي هستند و عزيزتر از آنها برادر
كوچكم محمدرضا مي باشد.خدا را شكر كه خواهرانم در زمينه هنري فعاليت
مي كنند:عادله كه كوچكترين خواهرم است ويلون ميزند،راحله گيتار مي نوازد،راضيه
نويسنده است،معصومه هم در فضاي مهرباني هنرمند است.محمد رضا هم كه ۱۲
ساله است.من دوران ابتدايي را در مدرسه شبلول حكما خواندم.در آنجا معلمي
داشتم به نام خانم ناصري كه خيلي دوستش داشتم و دارم.راهنمايي را در مدرسه
مدني بندرعباس خواندم كه ناظمي داشتيم به نام آقاي رييسي كه او را خيلي
دوست داشتم،بعد وارد دبيرستان ذاكري شدم.در دوران دبيرستان سال ۱۳۷۰به طور
جدي شروع به كار موسيقي كردم.از طريق پسر خاله پدرم ـ آقاي بهرامي ـ با
موسيقي كلاسيك آشنا شدم،اما بعد از آن بنا به دلايلي كه جامعه مي پذيرفت
رفتم در وادي پاپ.البته پاپي كه مال خودم بود،يعني روشي كه خودم آن را ابداع كردم.
در دبيرستان هم مديون بزرگواري به نام استاد قويدل هستم كه بعضي شعرهاي
فولكولر بندري كارهايم مال ايشان است.در بندر با لطف خدا و زحمت دوستان اولين
كارم آلبوم"مشكي رنگه عشقه" را نزد اميد محبي در يك اتاق خيلي كوچك ضبط
كرديم.يادم مي آيد كه وقتي مي خواستم گيتار بزنم جا براي گيتار زدن نبود و به
سختي مي زدم.
* نقص عضو شما شايعات زيادي را درست كرده،اينكه در يك تصادف همسر و فرزندتان
را از دست داده ايد و خودتان هم به اين خاطر فلج شده ايد و لباس مشكي را هم به
اين دليل به تن مي كنيد و ...
بعضي از شايعات براي افرادي كه سر زبانها هستند پيش مي آيد و مهم نيست
بالاخره كم كم از بين مي رود.اتفاقا چند روز پيش به يكي از دوستان گفتم كه قبر اين
زن و بچه ما كجاست تا پنج شنبه و جمعه ها به آنجا بروم(مي خندد).
وقتي يك سال ونيمه بودم،تب شديدي كردم و اشتباها پني سيلين به عصب پايم
تزريق كردند،از آن پس زانوهايم مشكل پيدا كرد.
*چطور شد كه به رنگ مشكي علاقه پيدا كرديد؟
مشكي براي من بنا به دلايل خيلي زيادي يك اعتقاد است.پارچه اي كه روي خانه خدا كشيده شده
است مشكي است.شب قدر در تاريكي شب بوده است كه به پيامبر قرآن نازل شده است.همين طور
ازدواج در شب صورت مي گيرد و خيلي اتفاقات قشنگ ديگر.
*مي گويند دلگير و غصه دار هستيد.از غصه هايتان بگوييد؟
غصه هايم كشنده نيستند.غصه بي عشقي است.من هميشه در جستجوي يك عشق افسانه اي
هستم.
*رضا صادقي چه زماني ازدواج خواهد كرد؟
راستش را بخواهيد من دوست ندارم عاشق بشوم و بعد ازدواج كنم.من دوست دارم دوستش داشته
باشم،بعد ازدواج كنم.
*همسر ايده آلتان چه ويژگي هايي بايد داشته باشد؟
صبوري اش خيلي برايم مهم است و اينكه مرا بفهمد و اهل مطالعه باشد.
*رضا صادقي را با آهنگ"مشكي رنگه عشقه" مي شناسند و خود اين آهنگ با استقبال زيادي مواجه
شده است.خودتان فكرش را مي كرديد؟
بله،فكرش را مي كردم چون ايده جديد و تازه اي بود.
*موسيقي شاد را مي پسنديد يا غمگين را؟
بستگي به تعريفي دارد كه از شاد و غمگين مي شود و بستگي به روحياتم دارد.اكثر مواقع سعي ميكنم
موسيقي لايت گوش كنم چون به روحم آرامش مي دهد،اما وقتي در جمع هستم دوست دارم،
موسيقي اكتيو بشنوم.
*مردم بيشتر از آهنگهاي شاد شما استقبال كردند يا غمگين؟
كلامهاست كه مخاطب را تحت تاثير قرار داده نه شاد يا غمگين بودن آهنگهايم.كلامهاي قوي تر را مردم
پذيراتر هستند و برايشان قابل قبول تر است.
*در ماشين و يا منزل بيشتر صداي كدام خواننده را گوش مي دهيد؟
بيشتر موسيقي كلاسيك گوش مي دهم،اما بعضي از كارهاي اصفهاني را دوست دارم و گوش ميدهم.
*به كدام خواننده ارادت خاصي داريد؟
محمد اصفهاني.من در فضاي خوانندگي صداي اصفهاني را هزار مي بينم و خودم را ده.شما اطمينان
داشته باشيد اگر بدترين ملودي را براي آقاي اصفهاني بسازند زيبايي صداي ايشان آن نقص را پنهان
مي كند،اما من براي زيباتر شدن كارهايم مجبورم خيلي تلاش بكنم.
*ورزش مي كنيد؟
قبلا با ويلچر بسكتبال بازي مي كردم.بعضي وقت ها هم ورزشهاي قدرتي انجام مي دهم.
*فوتبال را پيگيري مي كنيد؟
بله،خيلي به آن علاقه دارم.
*پرسپوليسي هستيد؟
آره،اما با اينكه پرسپوليسي سر سخت هستم امير قلعه نوعي را خيلي دوست دارم.او مرد محترمي
است.آرزوي موفقيت برايش دارم.
*كدام بازيكنان را نسبت به بقيه بيشتر دوست داريد؟
من دوست صميمي و عزيزم،علي انصاريان را خيلي دوست دارم.به علي كريمي،كريم باقري،علي دايي،
و مهدي مهدوي كيا هم علاقه مندم.مهدوي كيا به من قول داده از مشكي پوشان باشد.پروين هم كه
سلطان است ديگر.
*رضا صادقي را در سينما خواهيم ديد؟
چند پيشنهاد شده،اما من اين كاره نيستم.من خواننده ام و تصوير مال من نيست.من دوستان خيلي
خوبي در عرصه سينما دارم مثل محمد رضا فروتن،جواد رضويان و ... وخيلي با آنها در مورد سينما حرف
مي زنم.
*از ديدن بازي كدام بازيگرها لذت مي بريد؟
محمد رضا فروتن،نيكي كريمي،امين حيايي،اكبر عبدي را اسطوره بازيگري،امين تارخ وقار بازيگري و
استاد عزت ا...انتظامي را هم پدر بازيگري ايران مي دانم.
*چه چيزي شما را اذيت مي كند؟
بعضي وقتها دلتنگي مادرم اذيتم مي كند.
*ويژگي شخصيتي رضا صادقي؟
خيلي حساسم و زود رنجم.با كوچكترين چيز خوشحال مي شوم و با كوچكترين چيز هم ناراحت.
*الگوي هنري شما چه كسي است؟
من سعي ميكنم الگوي كارهايم را انوشيروان روحاني قرار دهم چون ايشان هر ملودي را براي هر كسي
ساخت ماندگار شد.
*اگر بخواهيد از زندگيتان يك كتاب بنويسيد هيجان انگيز ترين فصل آن چيست؟
زماني كه بر روي سن هستم و اجراي كنسرت دارم،هيجان انگيزترين لحظه زندگي من است.
*شده موقع اجراي كنسرت اشتباه كنيد؟
بله،وقتي كه مردم لطف مي كنند و با من ميخوانند جو مرا مي گيرد و يادم مي رود كه خودم بايد بخوانم.
*شما شعر مي گوييد.چه زمانهايي اين حس به سراغتان مي آيد؟
بيشتر شب ها اين كار را مي كنم.البته من شعر نمي گويم.شعر مرا مي گويد.
*كي متوجه شديد كه ميتوانيد بخوانيد؟
چون پدرم مدرس قرآن بودند و تلاوت قرآن مي كردند من هم قرآن ميخواندم و جرقه از همانجا به سراغم
آمد.
*چند سالتان بود كه فهميديد استعداد اين كار را داريد؟
كلاس چهارم ابتدايي بودم.
*اگر قرار باشد غير از بندرعباس و تهران جاي ديگري زندگي كنيد،كجا را انتخاب مي كنيد؟
در ايران يقينا اصفهان و اگر روزي احساس كنم نياز به دلتنگي هاي بزرگ دارم براي زندگي كردن به
فرانسه مي روم.
*براي فرار از فشار كاري چه مي كنيد؟
مي روم حياط خدا.يك جايي است در اول جاده لشكرك يعني وقتي كه راه دو شاخه مي شود يك طرف
به سمت لواسان ميرود و يك طرف هم جاده لشكرك است.درست اول جاده لشكرك در پيچ اول يك خاكي
است كه مي روي بالا در آنجا شهر پشت سرت است و فقط كوه ميبيني.نام آنجا را گذاشته ام حياط خدا.
در آنجا تلفن همراهم را خاموش مي كنم و در سكوت كامل با خدا حرف مي زنم و سعي ميكنم به
نوشتن كتابم ادامه دهم و بعضي وقتها هم گيتارم را مي برم و مي زنم.
*راجع به كتابتان بيشتر بگوييد؟
نام كتاب "خدايا با توام،حواست كجاست"است.در واقع نامه هاي خودم است به خدا.سعي كرده ام
خيلي راحت و جسورانه با خدا حرف بزنم.
*از خواندن چه كتابهايي لذت ميبريد؟
كتابهاي فلسفي را خيلي دوست دارم مثل كتاب"چنين گفت زرتشت" و "پيامبر و ديوانه".به مطالعه رمان
علاقه اي ندارم.
*تاكنون چند آلبوم بيرون داده ايد؟
دو آلبوم بيرون داده ام،"مشكي رنگه عشقه" و "پيراهن مشكي"(اين مصاحبه در آخرين روزهاي سال ۸۴
انجام شده است).البته نزديك به۲۰۰آهنگ خوانده ام كه در آرشيوم است.
*از كار جديدتان بگوييد؟
آلبوم جديدي كه در آينده اي نزديك بيرون خواهد آمد(وايسا دنيا) در دست تهيه دارم كه۸۰درصد كار آن
تمام شده است و منتظر مجوزش هستم.انشاا... اوايل سال ۸۵ بيرون مي آيد.
*فضاي كار مثل دو آلبوم قبلي تان است؟
نه،خيلي فرق مي كند،مي شود گفت فضاي آن برگشت به گذشته و داشتن حال و فكر به آينده است.
براي اولين بار از حضور تنظيم كننده هاي ديگر نيز استفاده كرده ام.
*فكر مي كنيد اين آلبوم مثل دو آلبوم قبلي با موفقيت و استقبال مواجه شود؟
فقط مي توانم بگويم اميدوارم.
*چه نظري در مورد عيد نوروز داريد؟
نوروز و عيد شناسنامه معتبري است از يك ايراني اصيل.ما چيزهايي داريم كه هيچ جاي دنيا به اين
زيبايي ندارند.ما ۱۳ روز شادي و روبوسي داريم.۱۳روز سلام و لبخند و ميهماني داريم و۱۳ روز عيدي
دادن و عيدي گرفتن.
*موقع تحويل سال چكار ميكنيد؟
همان طور كه از پدر و مادرم ياد گرفته ام،سعي ميكنم قرآن بخوانم و براي سلامتي پدر و مادرم دعا كنم.
سپس از خدا ميخواهم كه در سال جديد عزتم را بيشتر كند.من هيچ وقت دنبال روزي نبوده ام.هميشه
در فكر عزت ام،چون عزت به دنبال خودش همه روزي ها را مي آورد.
*خاطره اي از آن دوران داريد؟
قشنگ ترين خاطره ام اين بود كه يك سال عيد بهترين عيدي زندگي ام را كه يك گيتار بود از دايي
خدا بيامرزم گرفتم.
*امسال عيد و موقع سال تحويل(۸۵) كجاييد؟
به احتمال زياد بندر هستم.
*چرا به احتمال؟
خانواده ام معتقدند كه موقع سال تحويل شگون ندارد كه آدم مشكي بپوشد به همين دليل سعي
مي كنم نباشم،اما بعضي وقت ها آنها با مهرباني رنگ مشكي لباس مرا تحمل مي كنند و مي گويند
باش.
*گل سال جديدتان چيست؟
گل آلبومم كاري است با نام "ترديد و گريز".اين كار با اجازه استادم"انوشيروان روحاني"به نوعي برگرفته
از فضاي "سلطان قلبها"است.
*كدام روز هفته را بيشتر از روزهاي ديگر دوست داريد؟
پنج شنبه
*پنجشنبه مشكي است؟
آره
*جمعه هم مشكي است؟
آره،ولي رو به سفيدي است.
*از شهر و محله تان بگوييد؟
من بچه محله شير اول كمربندي بندرعباس هستم.محله كمربندي بافت قديمي دارد.هيچ وقت روزهاي
آنجا را فراموش نمي كنم.كلا شهر خوبي دارم با مردمي كه دل و روح بزرگي دارند.
*دوست داريد با كدام خواننده روي سن بخوانيد؟
خيلي دوست دارم با محمد اصفهاني،عليرضا عصار و شادمهر عقيلي بخوانم.
*صحبت پاياني؟
در آخر مي خواهم از دوستان خوبم كه خيلي در كارها مرا كمك مي كنند تشكر كنم.از "هومن البرز"،"رضا
بهرامي زاد"،"پيمان عيسي زاده" و احمد كاردان پور.در ضمن از زحمات آقاي "حسين خاني"مديريت
ايران گام كه واقعا مرا حمايت كردند و مثل يك برادر بزرگتر پشت من بودند تشكر ميكنم.عيد نوروز را به
همه تبريك مي گويم.

.............................................................................................................................................................................
